بیوتن

  • Title: بیوتن
  • Author: رضا امیرخانی
  • ISBN: null
  • Page: 227
  • Format: None
  • .

    • Best Read [رضا امیرخانی] ↠ بیوتن || [Science Book] PDF ✓
      227 رضا امیرخانی
    • thumbnail Title: Best Read [رضا امیرخانی] ↠ بیوتن || [Science Book] PDF ✓
      Posted by:رضا امیرخانی
      Published :2019-02-20T00:08:33+00:00

    About "رضا امیرخانی"

    1. رضا امیرخانی

      .

    234 thoughts on “بیوتن”

    1. ظهور و سقوط رضا اميرخانىاگه از اول با امیرخانی همراه بشید، یعنی از ارمیا شروع کنید، بعد ناصر ارمنی رو بخونید و ازبه رو، بعد من او رو بخونید و برسید به بیوتن، متوجه می شید که انگار امیرخانی با هر رمانش، یه قدم بالاتر می ره. ولی بعد از بیوتن، به نظرم شروع به افول کرده. قیدار و جانس [...]


    2. از کل کتاب اون جایی که باید سرنوشت ارمیا رو تعیین می کردیم از همه عالی تر بود! کتاب جذاب بود از لحاظ ادبی ک نمی تونم نظر بدم چون تو حوزه ادبیات نیستم جذاب از لحاظ طرز نگارش ی چیز خیلی نو!گویا قسم دوم ارمیاس ولی من اول اینو خوندم :)) ی جاهایی از کتاب خیلی تخیلی بود!تقریبا دو سال بعد ن [...]


    3. Bi Vatan (2008)= Homelandless, Reza Amirkhaniتاریخ نخستین خوانش: ژوئن سال 2008 میلادیعنوان: بیوتن؛ نویسنده: رضا امیرخانی؛ تهران، علم، 1387، در 580 ص؛ شابک: 9789644059285؛ چاپ نهم 1389؛ موضوع: داستانهای نویسندگان معاصر ایرانی - قرن 21 مادبیات جدید، پر از اصطلاحات خارجستانی، آن ور آبی اهالی ایران که در لوس آنجلس ز [...]


    4. از اولین باری که این کتاب را خواندم، بیش از دوسال می گذردبیست و چهارمِ تیر ماه سال نود و دو.( دو سال برای یک آدم نوزده ساله زمان زیادی است!)تابستان کذایی قبل کنکور. بیشتر حجم بیوتن را طبق عادتِ دوران مدرسه، سر کلاس خواندم و حتی یادم هست که سر کدام کلاس تمامش کردم. کلاس مشاوره ی دوش [...]


    5. زمان یعنی مرثیه ی زیستن مرثیه هایی که می گذرند و تکرار نمی شوند. این رضا(ی) امیرخانی‌، همیشه باعث میشه وسط جمله ها کُپ کنم، دوباره بخونم و دوباره بخونمرضا(ی) امیرخانی، باعث میشه وقتی بعد از خوندنِ کلی کتابِ ترجمه شده میشینم و یه دونه ایرانی می‌خونم کِیف کنم و مُدام ته دلم بگم: [...]


    6. اگر چه این کتاب تنها یک رمان هست ولی به نظر من خیلی ضعیف بود. داستانی پر از تناقض های غیر قابل چشم پوشی. نویسنده حتی اینقدر منصف نیست که در ۴۷۰ صفحه رمان یک مشخصه مثبت از امریکا رو بیان کنه. سراسر داستان پر است از نقاط تاریک و مشکلات اجتماعی در غرب. نویسنده حتی از خیر مسلمان های ام [...]


    7. بیوتن داستان زندگی این روزهای ما آدمهاست . شخصیت های بیوتن هیچکدوم سفید نیستن . همشون خاکستری هستن و این اون چیزی هست که تو زندگی روزمره شاهدش هستیم.پراکنده گویی نویسنده هم به جالب شدن اثر کمک کرده .اون فصل که میرن به قمار خونه باحال بود .اون جایی هم که ارمیا واسه عربه گوشت میبره [...]


    8. خواندنش ارزش دارد. از اینکه سفری پیش ایرانیان امریکایی کنی خوب است.


    9. کاری ندارم با حرفی که می‌خواد بزنه؛ مشکل‌م با «نحوه»ی بیان‌ش ه دقیقاً.فضاسازی، شخصیت‌پردازی، سیر داستان، نمادگذاری‌هاش، غیره، شدیداً شعاری و گل‌درشت ه. یه فضای دوزخی‌طورِ آه‌دراین‌جامردم‌بی‌عاطفه‌وبی‌هویت‌وماتریالیست‌وبدهستند گذاشته جلوی روی خواننده؛ اسم‌ش رو [...]


    10. خیلی خواندنی بود! شخصیت خشی و ارمیا خیلی پارادوکسیکال هستند. اما یک وجه مشترکهای جالبی توی کتاب پیدا کردند: مثل اینکه خشی از فروش ابزارآلات مذهبی و سخنرانی های مدرن در مجالس مذهبی اعراب پول درمی آره. ارمیا هم از فروش گوشت حلال به مسلمان ها پول در می آره. اما این کجا و آن کجااین ت [...]


    11. کتاب ضعيفي بود. نه داستان درستي داشت، نه قلم جذابي. شيرين کاري هاي نويسنده در کتاب و ايده هايي که تلاش مي کرد با آن ها کتاب را متفاوت کند، آن قدر شور و از حد گذشته بود که ديگر خسته و کننده شده بود. در مجموع فقط کتاب را خواندم که تمامش کرده باشم.


    12. یادم هست زمانی که کتاب را خواندم، به خودم گفتم که هر دو سال یکبار، باید این کتاب را مجدد بخوانم. اینقدر کتاب به نظرم برجسته آمد. اما هنوز که هنوز است، حسرت دوباره خواندنش به دلم مانده. اصلاً نمی‌دانم کدام نارفیقی کتابم را برداشته و نیاورده


    13. کلمات این کتاب می آیند می نشینند کنار نزدیک ترین خودی که از خودت داری


    14. It's not a clear 3 stars, my rating. Maybe 2.5 would suffice for this, but the ratings are discrete. So I actually did not like it. To me it was more of a junk written by a misconceived maniac who thinks putting words together, stuffing the mixture up with his "noble creativity", which in fact is no more than cliche additives admired only by those far too away from the real world of literature or maybe life, and served with these "spiritual" and "ethical" points that could be used as quotations [...]


    15. خوش ام اومد که نویسنده از کم بود ِ معنویت در جهان ِ امروز گله می کرد. ولی درباره ی امریکا بزرگ نمایی کرده.سبک ِ نوشتار اش هم جالب بود معلوم هم بود که روی همه ی اندیشه های توی کله ی "ارمیا" فکر کرده! شخصیت های فرعی که در عین ِ فرعیت اصلی هم بودند خیلی باحال بود (و این شامل ِ اون دو نیم [...]


    16. نه نيمه ي مدرن ذهنم و نه نيمه ي سنتي ذهنم جذب هيچ قسمتي از داستان (!!) نشدند. اصلا هيچ قسمتي از ذهنم باهاش ارتباط برقرار نكرد. انقدر نويسنده توي متن داستان پيدا بود و حرف زد كه دلم مي خواست دستم رو بذارم روي دهن نويسنده و بگم اجازه بده آقا تابقيه هم چيزي بگند!


    17. "بیوتن را که می خوانی از یک جایی به بعد صدای ترق ترق سکه هاست که می شود خوره ی روحت . از یک جایی به بعد نور سبز چراغ ایمپایر استیت است که می رود روی اعصابت که حالت از منهتن به هم می خورد . که دلت می خواهد دست ارمیا رابگیری ببری یک گوشه یکی محکم بخوابانی توی گوشش که یعنی :تو اینجا دقی [...]


    18. قبلا کتاب "منِ او" رو از رضا امیرخانی خونده بودم. راستش اون کتاب هم خیلی پراکندگی داشت و درکش سخت بود، اما این کتاب از اون هم درکش سخت‌تر بود. حس شعاری بودن توی کتاب زیاده و گاهی آدمو آزار میده. به حدی که مثلا شخصیت اول داستان (ارمیا) گاهی از مراد خودش (سهراب) هم حرف‌شنوی نداره و ر [...]


    19. خیلی شخصیت هاش باهم تضاد داشتند.یعنی ترکیبشون بهم نمیخورد اصلا.نمیدونم امیرخانی چه علاقه ای داره به این نوع ترکیب.هم توی من او و هم توی بیوتن شخصیت مرد یک شخصیت کاملا عاقل و مذهبی و اگاه و کامل ، اما در مقابلش شخصیت زنی که روبروی همین شخصیت مرد قرار داره نمونه ی واقعی یک انسان ک [...]


    20. به نظرم امیرخانی جا داره خیلی بهتر از این ها کار کنه نمیدونم چرا یه سری چیزا رو قاطی کتاباش میکنه که هیچ ربطی به داستان ندارن :/حیف



    21. اين كتاب رو سال ٨٨ خوندم،شخصيت شازي ها رو دوست نداشتم،به نظرم اغراق آميز بودن برخورداشون،اما در كل روند كتاب رو دوست داشتم هرچند از من نمره متوسط ميگيره


    22. pure-commanderrsianblog/این رُمان را به فاصله‌ی 4-5سال دوباره خواندم. از میانِ کتاب‌های امیرخانی (به‌جز سرلوحه‌ها که مجموعه‌مقالاتِ سایتِ لوح بوده و بعد کتاب شده و خیلی می‌پسندم‌ش)، بیوتن را دوست‌تر دارم و نزدیک‌تر می‌دانم به سلیقه‌ام. بیوتن کتابِ چالش‌ها، غم‌ها، تناقض‌ها و تنها [...]


    23. نویسنده به خوبی از پس ِ بازی با معنای واژه ها و واج ها برمی آید و گاهی این بازی به زیبایی مرز میان دو زبان را پشت سر می گذارد و به کلام و نشانه ای نمادین و پر معنا بدل می شود.سرود "آلبالا لیل والا" که گاه و بی گاه با صدای بی روح سیلورمن یا جیسن در داستان تکرار می شود عاقبت در ضمیر حقی [...]


    24. بخشی از کتاب رو که خوشم اومده براتون میزارم . هر چند خیلی جاهای دیگه رو هم دوست داشتم . - حالا چرا آقا ارمیا سه شنبه ها قدم رنجه می فرمایند ؟از یک دنیای دیگر برای ما زبان درآورده است . آداب دان شده است . " قدم رنجه می فرمایند !" شاید از این راه نماها یاد گرفته اما پنداری یادش رفته است [...]


    25. آن چیزی که مجموعه رمان¬های امیرخانی به ویژه رمان بیوتن را از رمان¬های مشابه در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس متمایز می¬سازد؛ مشخصه¬های فنی و تکنیکی رمان، رسم¬الخط ویژه و در مواردی منحصر به فرد، تکنیک اتصال و انفصال در املاء و انشاء واژه¬ها، گویش و لهجه¬های مختلف در یک رمان، [...]


    26. اگر رضا چپ کند، سرآغاز چپ شدن همین کتاب بوده است!ادامه ای بر ارمیا بودارمیایی که این بار یه جوری بودبی شک قشر انقلابی و حزب اللهی با این ارمیا متفاوت استانسان تراز جمهوری اسلامی، شاید همان ارمیا باشد ولی این ارمی جون انسان تراز جمهوری اسلامی نیست


    27. ارمیا بشدت شخصیت ویژه ای در زهنم بود و هست کارهایی که میکند ، مقایسه هایی که انجام میدهدبقول نویسنده بین نیمه سنتی و مدرنش گیر میکندو حتی بعضی اوقات هر دو نیمه یک حرف را میزنندبسیار باید مورد توجه قرار بگیردبنظرم ارزش یکبار دیگر خواندن را دارد


    28. به قول خود اميرخاني بايد به اندازه يك نشت نشاء ديگر از اين كتاب بيرون مي‌‌آورد تا كتاب خوبي بشود.



    Leave a Comment

    Your email address will not be published. Required fields are marked *